تبليغاتX
♥ دوباره "من" ، دوباره "تو" ♥
 
♥ دوباره "من" ، دوباره "تو" ♥
 
 
چه كسي ميخواهد منو تو ما نشويم؟ خانه اش ويران باد...
 

نميدونم چرا جديدن تاريخ تبريكاي من همه از انقضا ميگذره

شما به بزرگيه خودتون ببخشيد ديگه

  يلداتون مباركــــــــــــــــ 

   

اميدوارم حسابي بهتون خوش گذشته باشه

فقط ايشالله كه اينقدر نخورده باشين كه آخر شب به دلدرد بيوفتين


جاتون خالي به ما كه خيلي خوش گذشت

فقط جاي 1 نفر خالي بود. ميدونين كيو ميگم ديگه؟؟؟!!!

الهي قبونه جوجوييم بشم ديشب همش دلم ميخواست پيشم باشه

ايشالله قسمت شه و سال ديگه با هم و كنار هم بجشنيم ناناسم

ديشب اولاش خونه ي خودمون بوديم و حسابي پذيرايي كرديم از شيكم مباركمون 

آخر شبم رفتيم خونه ي بابابزرگم اينا. همه عموهامم اومده بودن

جمعمون حسابي جمع بود (البته آقا دومادمون كم بود )

اونجا هم يه حالي به خودمون داديــــــــــــــم

بهد از همه بهترش وختي بود كه فال حافظ گرفتيــــــــــــــــــم

عموم واسه هممون فال گرفت

نيت منو مامانم يكي بود

كه جفتشم خيلي خوب بود 

خيلـــــــــــي خوش گذشت اون موقه

يه عالمه هم عسك و فيلم گرفتيم تازه


بهد جالبتر از همه ميدونيد چي بود؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خونه كه بودم به جوجوييم زنگيدم يلدا تبريكون بگيريم

وختي ميخواستيم قطع كنيم كليد كردم بايد بوسم كني

حالا اونم همكاراش پيشش بودن نميتونست

منم كه سمـــــــــــج

آخر مجبور شد خيلـــــــــــــي آروم بوسم كرد

بهد امروز ميگفت آبرومـــــــــــو بردييييييييي

گفتم چرااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟

گفت آخه يكي از همكاراش انگار متوجه ميشه و همش

مسخرش ميكنه از ديشب و همش ميگه زن ذليـــــــل بهش


عسيسه دلم دوسمت دارم هوارتـــــــــــا

كي بشه همش پيش هم باشيم ها؟؟؟

به اميد روز عشقم...

من می خواهم کبوتر دل تورا اسیر کنم        این دل تشنه را ازچشـمه عشقت سیر کنم

بزنم به مـــوج دریای خــــیال عشــق تو       باقـــی عــمرم و عاشـــــقانه با تو پیر کنم

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 23:0  توسط سارا 
دوستان چرا ميزنيد حالا؟

فقط گفتم باحاله خوشم اومد

حالام پاكش كردم

بهدشم منو چه به سياست

ولي حالا خداييش خوگشل بود ديگه

ايام محرمو بهتون تاسليت ميگم دوستاي خوبم

تو عذاداري هاتون ياد ما هم باشين

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 9:28  توسط سارا  | 
خداي من اصلا باورم نميشـــــــه
يني به همين راحتي همه چي تموم؟؟؟
آخه چـــــــــــــرا؟؟؟؟؟

تا ديروز حرفاي مينارو باور نميكردم
فكر ميكردم يه چيز جزئي بوده و زودي خوب ميشه
يا اينكه مينا داره خيلي بزرگش ميكنه
اما حالا انگار....

دوستاي گلم واسه آرامش مينا جون دعا كنيد

(اصلا دلم نمياد تسليت بگم)



2تا امتحان دارم امروز (رياضي و فيزيك) ولي اصلا نميتونم ذهنمو متمركز كنم...
باورم نميشه
باورم نميشه
باورم نميشه
مينا چه حالي داري الان؟
چيكار ميكني؟
كاش پيشت بودم
دلم يه عالمه گريه ميخواد
يادم ميوفته همه ي تنم ميلرزه




خدايا بهش صبر بده



5شنبه نوشت:
ميخواستم اين هفته با خبراي خوب بيام
ولي ديگه هيچ حسي واسه نوشتن ندارم
همه ي وبلاگاي 2نفره عزادارن...
ميناي من چيكار ميكني؟ دارم دق ميكنم
خدايا هيچ عشقي رو اينجوري نابود نكن
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 9:39  توسط سارا 

نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین‌المللی به عنوان یک روز جهانی تا الان فقط 452هزار نفر ثبت کرده اند،
لطفا لینك زیر را امضا نموده و به تمام دوستان هم اطلاع دهید قبل از اینكه این روز به نام افعانستان یا تاجیكستان ثبت شود.

توضیح:
در پایین متن click here to sign petition روکلیک کنید. اسم و ایمیل و شهر و کشور را وارد کنید و
بعدpreview your signature رو بزنید.



سلام عشق قشنگم
سلام زندگيه من
سلام عمرم


ديشب ازت معذرت خواهي كردم ولي بازم ميخوام اينجا بابت اين چند وقتي
 
  كه اذيتت كردم معذرت بخوام 

الهي من فداهه اون دل درياييت بشم كه هيچي توش نميمونه

ايتقد بزرگ و مهلبوني كه هيچي رو به روت نياوردي

با اين كارات فقط منو شرمنده ميكني عشقم
  الهي من قبونه اون عشقه من عشقه من گفتنات بشم كه ديوونم ميكنه

ولي خوب الان يه نموره حالم گرفته س

آخه جيگري مگه من همين چندروز پيش نگفته بودم از انتظار
بيزارم و صبرم خيلي كمه؟

 
بهد تو منو ميزاري تو خماريه يه سورپرايز كه وسط هفته ميخواي بگي؟
نوموخوام خووووووووو

خو عينه اومدنت يهويي ميگفتي اينقد عذاب نميدادي ديگه منو




بيخيال 
   
تشنه ي ديدنتم
دلم ميخواد ايندفه كه ديدمت حسابي جبران كنم واست

ديوونتم عشقـــــــــــم
 


 |+| نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 22:18  توسط سارا  | 

خداجون اگه ميدونستم اينجوري ميخواي حال بدي
يه چيز ديگه ازت ميخواستم




خداجونم بزرگيتو شكر كه هيچموقه تا كاريو نخواي انجام نميشه  وقتي هم
 
بخواي عــــالي ميشه

خــــدا خواســــته که دنبال تو باشــــــم       همـــه اش پیگــــیر احـــــوال تو باشــــــم

  ســـــر زانــــوی تو ســــر می گـــذارم        اگــــــر تا عـــــید امســــال تـــو باشـــــــم




ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 23:55  توسط سارا  | 

بدجور دلم هواشو كرده...

كاشكي پيشم بود...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 6:16  توسط سارا 
علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

http://i3.tinypic.com/6tfzbfd.jpg

چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند

بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی

آن را به محبت علی بخشیدند

دوست جوناي گلم بازم عيدو با 1روز تاخير بهتون تبريك ميگم

پ.ن: راستي روز دانشجو رو هم به همه ي دانشجوها تبريك ميگم. ايشالله هميشه تو همه ي مراحل زندگي موفق باشين دوستاي گلم. از مينا جونم ممنونم كه بهم اس داد و حسابي شرمندمون كرد قبون مهلبونيت بشم جيدلم. ايشالله اين خطاي صاحب مرده ي مام درست شه تا جبران كنم 

پ.ن: دانشگاهه ما كه 2روز از دنيا عقبه. تازه 4شنبه ميخواد بجشنه البته بهتر چون اگه امروز بود ما نبوديم مهمتر از همه اينكه ناهار مهمونه دانشگاهيم (آخ جووووووووون) 

4شنبه نوشت: هاهاها ديدين چجوري ضدحال خورديم با كلي ذوق امروز رفتيم دانشگاه گفتن جشن برگزار نميشه،‌ چون تو دانشگاهاي ديگه اغتشاش شده گفتماااا به ما نيومده يه خيري از اين دانشگاه ببريم


بيا دنبالم


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 11:25  توسط سارا  | 

اين پست شخصي است!!!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 11:0  توسط سارا  | 

امروز عشقمون 21ماهه شد...

ولي هيچ حسي ندارم... 

عينه هميشه خوشحال نيستم...

كاش امروز نبود اصلا
 
بيخيال...
درسته امروز ازت ناراحتم ولي...
هيچي از دوست داشتنم كم نشده و نخواهد شد!!!
عينه هميشه دوستت دارم و عاشقتم گلم...


 

راستي عيد قربان هم با 1روز تاخير بهتون تبريك ميگم دوستاي گلم...


چشمهایت همه چیز من است ...


وبوته ی خیس چشمانت در نگاهم ریشه دواند و من آفریده شدم .
میان فاصله غمگین چشمانمان ...


 و تو برای من عزیز ترین خواهی بود ؛ و خواهم نوشت از شب خاموش چشمانت
و آواز حزن انگیز نگاهت را زیر لب زمزمه خواهم کرد .


و تو برای من عاشقانه ترین خواهی بود ؛ آیه ی تاریکی مردمکهایت را بدرقه ی راهم خواهم کرد
و راه روشن چشمهایت را خواهم پیمود و در آنسوی پلکهای مهربان اما مغرور تو
ادامه خواهم داد تا بینهایتی سرخ .


 و چشمهای مضطرب من از نگاه ثابت تو می گرید.



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 14:15  توسط سارا  | 




ميبينيد توروخدا؟

كاري كه هميشه ازش متنفر بودم، خودم مجبود شدم انجام بدم؟؟؟

شرمنده كه ناراحتتون كردم...

ولي خب مطمئن باشيد ديگه تكرار نميشه

حالا هم اومدم كه جبران كنم




(پسوردو عوض كردم، دوستامم محدود. منتظر باشيد ميام بهتون ميدم)


پس بيا دنبالم


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 21:15  توسط سارا  | 
 
  بالا